داشتم وبگردی می کردم ...
کلی صفحه باز کرده بودم و توی هر صفحه باز ، بی انگیزه به صفحه های جدید می رفتم ...
جایی ... از پاراگرافی چند خطی ... با خواندن یک یا دو خط ...
از بند فضا-زمان رها شدم ... ... ...
وقتی بازگشتم ...به آخر آن پاراگراف رسیده بودم ...
و من تصمیم خود را گرفته بودم ...
شاید اولین بار بود ... شاید آخرین بار باشد ...
اما ... من تو را انتخاب کردم ...
" امشب به تو خواهم گفت ..."